|
بی مقدمه جا داره از دوست خوبم آق شیتونک یه تشکر مخصوص کنم که اجازه داد تو وبلاگش چیز میز بنویسیم. شاید تا ۲۰ یا ۳۰ روز دیگه نتونم چیزی بنویسم . آخه آدم گاهی اوقات مجبور به انجام کاری میشه که شاید بابه میلش نباشه اما با انجام اون کار اطرافیانش رو خوشحال میکنه.
شیتونک بازم ازت ممنونم . امیدوارم که همیشه شاد باشی. خانم چ شما هم شاد بشین و موفق .
این شعر رو تقدیم می کنم به شیتونک-واقعاْ-سامی و خانم چ.
افق روشن
روزي ما دوباره کبوترهاي ِمان را پيدا خواهيم کرد و مهرباني دست ِ زيبائي را خواهد گرفت.
روزي که کمترين سرود
بوسه است
و هر انسان براي ِ هر انسان برادريست. روزي که ديگر درهاي ِ خانهشان را نميبندند
قفل
افسانهئیست
و قلب براي ِ زندهگي بس است. روزي که معناي ِ هر سخن دوستداشتن است تا تو به خاطر ِ آخرين حرف دنبال ِ سخن نگردي.
روزي که آهنگ ِ هر حرف، زندهگيست تا من به خاطر ِ آخرين شعر رنج ِ جُستوجوي ِ قافيه نبرم.
روزي که هر لب ترانهئيست تا کمترين سرود، بوسه باشد.
روزي که تو بيائي، براي ِ هميشه بيائي و مهرباني با زيبائي يکسان شود.
روزي که ما دوباره براي ِ کبوترهاي ِمان دانه بريزيم...
و من آن روز را انتظار ميکشم حتا روزي که ديگر نباشم.
دوست داره همتون PJ |